حرام است قربان؛ حرام است! حرام است قربان؛ حرام است! به گزارش "ورزشی ها"، در روزهایی که بحث جادو و جادوگری در فوتبال ایران حسابی داغ است و هفته گذشته یکی از پربیننده ترین برنامه های ورزشی سیما هم بیشتر دقایق خود را اختصاص به بررسی این سوژه جنجالی اختصاص داد مجری معروف اخبار ورزشی شبکه سه سیما و یکی از عوامل اجرایی برنامه 90 در یادداشتی به بررسی این سوژه از زوایای پنهان آن پرداخت

حرام است قربان؛ حرام است!

به گزارش "ورزشی ها"، در روزهایی که بحث جادو و جادوگری در فوتبال ایران حسابی داغ است و هفته گذشته یکی از پربیننده ترین برنامه های ورزشی سیما هم بیشتر دقایق خود را اختصاص به بررسی این سوژه جنجالی اختصاص داد مجری معروف اخبار ورزشی شبکه سه سیما و یکی از عوامل اجرایی برنامه 90 در یادداشتی به بررسی این سوژه از زوایای پنهان آن پرداخت.


حمید محمدی مجری و اخبارگوی ورزشی شبکه سه سیما در این یادداشت موضوع جادو و جادوگری در فوتبال ایران را با نگاه دیگری مورد بررسی قرار داد. در ابتدای این یادداشت آمده است:«هفته گذشته، برنامه نود با سوژه ای جنجالی وتاکید چندباره مجری به دیدن بخشهای متنوع، بینندگانش را تا دیروقت پای تلویزیون بیدار نگه داشت؛ حتی کسانی را که با هر موضوع و به هر دلیلی از خوابشان نمی گذرند. هدفی که به وضوح در کلام عادل فردوسی پور و مهمانان گزارشی و تلفنی شنیده یا حس می شد این بود که " اساسا" مساله سحر و جادو خرافات است و نباید به دنبال آن رفت." اما خروجی اصلی که طبق مستندات موجود در گزارش ها به جای "انکار" حقیقتا "اثبات" شد همین مساله سحر و جادو بود؛ کما این که کارشناسان مذهبی که علم و اطلاعی از مساله داشتند، اشاره ظریفی به وجود آن کردند.


 در جمله اول پیغام مکتوب حجت الاسلام دکتر رفیعی گفته شده بود "ایشان اصل موضوع را رد نکرده اند اما..." و حجت الاسلام زائری هم در جایی گفتند "اسلام با سحر و جادو به مبارزه برخاست." اما اهالی فوتبال که مثل بنده و شما از مسائل ماورائی و علوم غریبه چندان بدشان هم نمی آید، با حسی معلق بین تایید و انکار، از دیده ها و شنیده های شان می گفتند، منتها خیلی رقیق و به قول خود فردوسی پور -مِلو- آن را رد می کردند که متهم به خرافاتی بودن نشوند. مثلا نادر فریادشیران در ذکر خاطره مربوط به موضوع گفت "رفتیم ببینیم طرف راست میگه یا نه !" شرایط مشابهی که مسعود رضاییان مدیرعامل سابق ملوان هم پیش خودش گفته بود "به امتحانش می ارزد !"


اگر نظر قرآن، ائمه و علمای شیعه را بخواهید با اندک جستجویی در اینترنت و خواندن تفسیر معظم المیزان اثر جاودان حضرت علامه، به راحتی می توانید نظر دین را جویا شوید. مخلص کلام این که در یکی از شقوق سحر، فرد با استفاده از روش های شیطانی در غیب جهان –یعنی آنچه دیده نمی شود- تصرف می کند و باعث اتفاق هایی ملموس در عالم واقع می شود. درست به همین دلیل یعنی ناپاک بودن روش ها و البته نتیجه های جادوگری که بعضا انحراف فکری و در نهایت توسل مردم به نیروهایی غیر از خدا (که شمه ای از شرک است) اسلام سحر و جادو و یادگیری و بکاربستن آن را حرام شمرده است. این موضع رسمی دین است و علما و صاحب نظران اختلافی بر سر حرمت سحر ندارند. 

 


اما اگر بخواهیم کاملا پراگماتیستی با موضوع برخورد کنیم، باید بگوییم که  ما با یک گزاره صفر و یک طرفیم. یعنی در نظر ما یا سحر، خرافه است و یا کار می کند حالت سومی هم وجود ندارد. اگر قائل به اثربخش بودن سحر هستیم، باید به این سوال جواب بدهیم که آیا عقلانی و درواقع شدنی است که برای تک تک باشگاه ها، بلکه تک تک بازیکنان و مربیان و اهالی فوتبال افرادی را مامور کنیم که رفت و آمدها و اعمال آنها را بررسی کنند، ببینند آیا با شخصی از قماش جادوگران ارتباط دارند یا نه؟ چیزی می خوانند یا نه؟ چیزی می خورند یا نه؟ به جایی فوت می کنند یا نه؟! پاسخ این سوال ها منفی است.


 اما در حالت دوم، اگر واقعا معتقدیم جادوگری خرافه است و اثری ندارد، پس به قول اهل منطق، تعقیب و محکوم کردن افرادی که سراغ جادو می روند "سالبه به انتفاء موضوع" است؛ یعنی بگذارید فرد هرچقدر دلش می خواهد جادو کند و پولش را دور بریزد چون از نظر ما اثری ندارد. آنچه که باید جلویش گرفته شود به اصطلاح "تجاهر" است؛ یعنی آشکار کردن. باید با کسانی که در ملاء عام مایع زرد رنگ به دروازه می ریزند! نوشته ای در زمین بازی فرو می کنند یا کارهایی از این دست انجام می دهند، که نشانه های بارز سحر و جادو است، برخورد شود. مانند برخوردی که نیروی انتظامی با معتادان متجاهر می کند؛ معتادانی که جلوی چشم دیگران و در کوچه و خیابان آن کار دیگر می کنند.

 

در این میان نکته ای که نباید از آن غافل شد عبارتی است که مدت هاست به محاق رفته: "فرهنگ سازی." مردم باید از حرام بودن و به نوعی شرک بودن سحر و جادو و دعانویسی مطلع شوند. این، دقیقا وظیفه صاحبان مجالس و منابر و اکابر است. این که (لیس للانسان الا ما سعی) هیچ چیزی برای انسان نیست مگر به اندازه سعی اش، باید از کودکی آموزش داده شود که مفاهیمی مانند تن پروری، فرار از مسئولیت،‌ فرافکنی و صدالبته جادو از ذهن همگان پاک شود. اما در کنار کودکان، متاسفانه باید به بعضی آدم بزرگها هم گفت دوقطبی خطرناک و شرک آلودی تولید کرده اید که وقتی می برید لطف امام زمان (عج) و امام رضا (ع) باعث آن بوده و وقتی می بازید داور ! خاطره معروف الکس فرگوسن را همه خوانده اید و می دانید پس تکرارش نمی کنم؛ اما نتیجه آن را باید روزی هزاربار با خود گفت که قسم به خود خدا، همه خدا دارند. همان خدایی که گفته "الا ما سعی" مگر به اندازه سعی اش.

حرام است قربان؛ حرام است!